|
عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر) |
با تبریک میلاد عقیله العرب، حضرت زینب کبری(س) یرای ورود به صفحه ویژه نامه و مطالعه مطالب مربوط به حضرت، به آدرس زیر مراجه فرمایید : http://atashh.parsiblog.com/Archive/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%B2%D9%8A%D9%86%D8%A8+%DA%A9%D8%A8%D8%B1%D9%8A%28%D8%B3%29/ [ سه شنبه 8/1/91 ] [ 7:11 عصر ] [ محمدرضا صرافی ]
[ نظر ]
عید سعید نوروز بر همه شما مبارکباد با مطالب جدید در سال جدید منتظرمان باشید ضمنا از آرشیو مطالب هم دیدن فرمایید [ شنبه 27/12/90 ] [ 1:46 عصر ] [ محمدرضا صرافی ]
[ نظر ]
چکیده : مقدمه : a : هنر راهی?ست برای رسیدنِ مخاطب به درکی از مفهوم مدِ نظر ما. راهی برای درک هر چه به?تر او و برداشتی هر چه زیباتر او از غایت مد نظر هنرمند.
ضلع اول : هنر * شرط اول ، شعر خوب : مایه?ی اصلی مداحی شعر آن است. همین است که رهبرمان در جایی می?گویند: « شرط اولش این است که شعر خوب باشد. در مورد شعر سخت?گیری کنید.»1 توی شعر خیلی چیزها را می?توان گنجاند. اما بایدی?هایش، زندگی اهل بیت و حرف?های?شان و رویدادهای زندگی?شان است و از همه مهم?تر مرام?شان است که باید در شعر گنجانده شود. جای?گاه شعری که در عظمت اهل بیت باشد، محفوظ، ولی چیزی که خودشان از ما خواسته?اند شعری است که ظلم ستیزی و مظلومیت و غربت اهل بیت را در بگیرد. زندگی اهل بیت پر است از ظلم ستیزی و رهبری بر ضد ظلم و رهنمود بر این که با دوستان چگونه باشید و با دشمنان چه?طور. توی جامعه?ی امروزی باید دنبال هم?چنین شعری بود حتی اگر متاسفانه خریدار کم داشته باشد.
* آهنگ? خاص ، شیوه?ی خاص : « هر آهنگ و آوازی به درد شما نمی?خورد. آهنگ و آواز خاصی به درد شما می?خورد آن هم به شیوه?ی بیان خاص مداحی. اگر این کار مهم نبود من در بیان این جزییات معطل نمی?شدم.»2
* دیگر روضه?ی دروغ نخوانید ! باید یکی از این دو را انتخاب کرد؛ یا این?که با حتی یک کلمه دروغ، مجلسی را سرتا پا اشک و فریاد کرد یا این?که مقتل را راست و مستند خواند و حتی به قیمت این?که یک قطره اشک هم از چشم کسی سرازیر نشود. و هر دو راهی?ای، یک امتحان است.
ضلع دوم : هنرمند * به?ترین نماینده رطب خورده?ای که منع رطب می?کند، شده است حکایت بعضی از ما. از اخلاق و منش و اسم و رسم ائمه، علیهمالسلام، می?گوییم ولی تلاش نمی?کنیم برای شبیه شدن. تاثیرات منفی یک رفتار اشتباه در یک مداح به مراتب بیش?تر از دیگران است چرا که مردم، مداح را نماینده و تابلو دست?گاه سید?الشهدا می?دانند. توقع مردم از این قشر توقع دیگری است. یک برخورد نامناسب ممکن است پای جوانی را لااقل تا مدت?ها از مجالس وعظ و روضه?مان کوتاه کند، که این به خودی خود چیز کوچکی نیست و یک برخورد مناسب جوانی را پای ثابت این مجالس کند که این هم به خودی خود کار بزرگی?ست. یادمان باشد عزیزترین نوکران در آستان حضرت اباعبدالله، علیهالسلام، متواضعترین، مهربانترین، باتقواترین و بااخلاصترین نوکران هستند نه خوشصداترین و پرجوش و خروشترین و معروفترین.
* توجه به مسایل روز قرار بود عملیات بزرگی انجام شود. کارها جور نمی?شد. فردا، فردا، فردا. شب عملیات همیشه فردا بود و هیچ وقت نمی?رسید. برای خیلی?ها دل و دماغی نمانده بود. بعضی?ها می?خواستند جبهه را ترک کنند. همه چیز داشت به هم می?ریخت تا یکی از مداحان شعری خواند. از بلندگوها پخش شد. و دوباره عزم نبرد و شور شهادت بر همه?ی جبهه?ها حاکم شد.
* ارتباط با عالمان دینی مهم ارتباط با علماء است. ارتباط با متخصصان دین، کسی که راه را از چاه بشناسد. هر چه ارتباط بیش?تر، خطر سقوط کم?تر. فرقی ندارد مداح باشی یا مستمع. بیسواد باشی و یا روشن?فکر. همه در معرض سقوط?اند و فرقی بین?شان نیست. اگر چه مداح که باشی چون تاثیرت بیش?تر است خطرت هم بیش?تر است.
ضلع سوم : هنر دوست من و تو ضلع سوم این معادله?ایم. شاید بگویی به من و تو چه؟ من کجای کارم تو کجای معادله?ای. اما این را بدان که تاثیر ضلع ما اگر بیش?تر از دو ظلع اول نباشد مطمئن باش کم?تر نیست. زمان انقلاب، تظاهرات و شعارها و مرگ بر آمریکا گفتن?ها موثر بود بر شاعری که شعر می?گفت، بر خطیبی که خطبه ?ایراد می?کرد و بر مداحی که روضه می?خواند. این مردم بودند که ذائقه?ها را می?ساختند و مسیرها را تعیین می?کردند. و مردم یعنی من و تو.
پی نوشت ها : 1- در وادی محبت، مجموعه بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت میلاد حضرت زهرا(س) درباره?ی مداحی، از سال 68 تا سال 81، شرکت چاپ و نشر بین?الملل، ص 120 [ پنج شنبه 22/10/90 ] [ 6:57 عصر ] [ محمدرضا صرافی ]
[ نظر ]
جناب حجه الاسلام و المسلمین آقاى حاج شیخ محمد مهدى تاج لنگرودى (واعظ) صاحب تألیفات کثیره، در کتاب توسلات یا راه امیدواران صفحه 161، چاپ پنجم چنین مى نویسد:یکى از دوستانم که خود اهل منبر بوده و در فن خطابه و گویندگى از مشاهیر است و مکرر براى زیارت قبر حضرت رقیه بنت الحسین8به شام رفته است،روى منبر نقل مى کرد:در حرم حضرت رقیه3زن فرانسوى را دیدند که دو قالیچه گران قیمت به عنوان هدیه به آستانه مقدسه آورده است. مردم که مى دانستند او فرانسوى و مسیحى است از دیدن این عمل در تعجب شدند و با خود گفتند که چه چیز باعث شده که یک زن نامسلمان به این جا آمده و هدیه قیمتى آورده است؟ چنین موقعى است که حس کنجکاوى در افراد تحریک مى شود. روى همین اصل از او علت این امر را پرسیدند و او در جواب گفت همان گونه که مى دانید من مسلمان نیستم، ولى وقتى که از فرانسه به عنوان ماموریت به این جا آمده بودم در منزلى که مجاور این آستانه بود مسکن کردم. اول شبى که مى خواستم استراحت کنم صداى گریه شنیدم. چون آن صداها ادامه داشت و قطع نمى شد. پرسیدم این گریه و صدا از کجاست؟ در جواب گفتند: این گریه ها از جوار قبر یک دخترى است که در این نزدیکى مدفون است. من خیال مى کردم که آن دختر امروز مرده و امشب دفن شده است که پدر و مادر و سایر بازماندگان وى نوحه سرایى مى کنند. ولى به من گفتند الان متجاوز از هزار سال است که از مرگ و دفن او مى گذرد. برشگفتى من افزوده شد و با خود گفتم که چرا مردم بعد از صدها سال این گونه ارادت به خرج مى دهند؟ بعد معلوم شد این دختر با دختران عادى فرق دارد: او دختر امام حسین (ع) است که پدرش را مخالفین و دشمنان کشته اند و فرزندانش را به این جا که پایتخت یزید(لعنه الله علیه) بوده به اسیرى آورده اند و این دختر در همین جا از فراق پدر جان سپرده و مدفون گشته است. بعد از این ماجرا روزى به این جا آمدم. دیدم مردم از هر سو عاشقانه مى آیند و نذر مى کنند و هدیه مى آورند. متوسل مى شوند. محبت او چنان در دلم جا باز کرد که علاقه زیادى به وى پیدا کردم. پس از مدتى به عنوان زایمان مرا به بیمارستان و زایشگاه بردند. پس از معاینه به من گفتند کودک شما غیر طبیعى به دنیا مى آید و ما ناچار از عمل جراحى هستیم . همین که نام عمل جراحى را شنیدم دانستم که در دهان مرگ قرار گرفته ام. خدایا چه کنم، خدایا ناراحتم، گرفتارم چه کنم، چاره چیست؟ و اندیشیدم که ، چاره اى بجز توسل ندارم، و باید متوسل شوم ... به ناچار دستم را به سوى این دختر دراز کرده و گفتم: خدایا به حق این دخترى که در اسارت کتک و تازیانه خورده است و به حق پدرش که امام بر حق و نماینده رسولت بوده است و او را از طریق ظلم کشته اند قسم مى دهم مرا از این ورطه هلاکت نجات بده. آنگاه خود این دختر را مخاطب قرار داده و گفتم : اگر من از این ورطه هلاکت نجات یابم 2 قالیچه قیمتى به آستانه ات هدیه مى کنم. خدا شاهد است پس از نذر کردن و متوسل شدن، طولى نکشید برخلاف انتظار اطبا و متصدیان زایمان، ناگهان فرزندم به طور طبیعى متولد شد و از هلاکت نجات یافتم. اینک نیز به عهد و نذرم وفا کرده و قالیچه ها را تقدیم مى کنم. [ پنج شنبه 8/10/90 ] [ 3:34 عصر ] [ محمدرضا صرافی ]
[ نظر ]
بررسی شهید مطهری درباره واژه غلطی که ایرانی ها به کار می برند:
[ چهارشنبه 30/9/90 ] [ 2:16 عصر ] [ محمدرضا صرافی ]
[ نظر ]
نگاهی به زندگی و مدارج علمی آن ماری شیمل در 18 فروردین سال 1301 شمسی در شهر ارفورت آلمان دیده به جهان گشود . در مدرسه، آموختن زبان فرانسه و لاتین را آغاز کرد و در پانزده سالگی تصمیم گرفت زبان عربی را فرابگیرد; در ضمن آموختن زبان قرآن، با فرهنگ اسلامی و برخی متون مسلمانان آشنا گردید. در شانزده سالگی موفق به اخذ دیپلم شد. در دوران دانشجویی همزمان با فراگیری دروس دانشگاهی در کلاسهای «تاریخ هنر اسلامی» که ارنست کوهن تدریس مینمود، شرکت میکرد; همچنین تحصیل زبان عربی را پیش والتر بیورکمن پی گرفت. دوران تحصیل این دانشجوی باهوش به سرعتسپری گشت. استاد وی وقتی مشاهده کرد شیمل مشتاق آشنایی با فرهنگ اسلامی است، به وی توصیه نمود به جای پیگیری علوم طبیعی، مطالعات خویش را بر متون اسلامی متمرکز سازد. سپس تاکید کرد بهترین کار برای رسیدن به چنین مقصدی، شروع به تدوین پایان نامه دکتراست. شیمل در نوزده سالگی در رشته مطالعات اسلامی موفق به اخذ درجه دکترا، از دانشگاه برلین آلمان گردید و پنجسال بعد استادیار دانشگاه ماربورگ گشت و تلاشهای دانشگاهی خود را با تدریس در مباحث اسلامی آغاز کرد. این بانوی آلمانی موفق گردید مدت 60 سال در دانشگاههای چندین کشور به تدریس اسلامشناسی و فرهنگ مسلمانان بپردازد. تعداد آثارش به حدود صد و ده جلد بالغ میگردد اما مقالهها، ترجمهها و مقدمههایی که وی بر کتابهای دیگران نوشته به قدری زیاد است که تاکنون کسی نتوانسته فهرست کاملی از آنها تهیه کند. شیمل از معدود مشاهیر جهان است که به پاس فعالیتهای علمی، 20 مدال و نشان افتخار از مراکز علمی و پژوهشی کشورهای جهان دریافت نموده است. وی در اسفندماه سال 1381 دارفانی را وداع گفت و در آلمان به خاک سپرده شد. مدتی بعد با من تماس گرفت و خاطر نشان ساخت: بسیار صمیمانه از این هدیه جالب متشکرم، زیرا هر روز به جای دعاهای انجیل آن را میخوانم! «دعا» ; مناجاتی صمیمی با خداوند خانم آن ماری شیمل در یکی از آثار خود، پس از مطرح کردن بحثهایی درباره اهمیت نماز در اسلام و تاثیر آن بر رشد افراد، مینویسد: در پایان نماز، پس از سلام و صلوات بر پیامبران، فرشتگان و انسانهای مؤمن، آدمی میتواند دعاهای مورد نظر خویش را بر زبان آورد . درخواستهایی شخصی یا مناجات که صحبتی صمیمی و از روی انس و الفتبا خداست . البته این دعاها را همواره میتوان بر زبان آورد اما پس از نماز اثر بیشتری دارد چرا که انسان هنوز در وضعیت پاکی بدنی و روحی است . این بانوی محقق اضافه میکند: یکی از دعاهایی که همیشه اجابت میشود، دعایی است که انسان در حق دیگران میکند و نه تنها اعضای خانواده و دوستان را شامل میگردد، بلکه تمامی مخلوقات را در بر میگیرد . سپس مناجاتهای امام سجاد علیهالسلام را به عنوان دعاهایی با عبارات بسیار عالی اما روان و با نثری مسجع مطرح میکند و خاطر نشان مینماید ترجمهای بسیار جالب به زبان انگلیسی از این دعاها در دسترس میباشد. (1) وی در مصاحبهای میگوید: «من همواره دعاها را از اصل عربی میخوانم و به هیچ ترجمهای مراجعه نمیکنم. البته بخشهایی از صحیفه سجادیه را به زبان آلمانی ترجمه کردهام. وقتی مشغول برگردانیدن این دعاها به زبان مذکور بودم، مادرم به دلیل کسالت در بیمارستانی بستری بود و من مدام به او سر میزدم و کاملا در جریان احوالش بودم. پس از اینکه او به خواب میرفت، در گوشهای از اتاق مشغول پاکنویس نمودن ترجمهها میشدم. اضافه کنم که اتاق مادرم دو تختی بود و در تخت دیگر خانمی که عقاید کاتولیکی محکم و راسخ و در عین حال متعصبانه داشت، بستری بود . او از روی ایمانی که به مذهب خویش داشت، وقتی متوجه شد من مشغول ترجمه دعاهایی از یک متن شیعی هستم، آزرده خاطر گردید و با ناگواری و نگرانی گفت: مگر در مسیحیت و در کتب مقدس خودمان از نظر ادعیه کمبودی داریم که تو اکنون به دعاهای مسلمانان روی آوردهای؟! جوابی به وی ندادم اما وقتی کتابم چاپ شد، نسخهای از آن را برایش فرستادم. مدتی بعد با من از طریق تلفن تماس گرفت و خاطر نشان ساخت: بسیار صمیمانه از این هدیه جالب متشکرم، زیرا هر روز به جای دعاهای انجیل آن را میخوانم! آری واقعا ترجمه «ادعیه معصومین علیهمالسلام» مخصوصا صحیفه سجادیه میتواند تا این حد در میان غربیها تحول آفرین و کارساز باشد . پینوشتها: 1 . تبیین آیات خداوند، ص 342 و 343 . [ پنج شنبه 17/9/90 ] [ 1:28 عصر ] [ محمدرضا صرافی ]
[ نظر ]
شهید علی تهرانیمقدم برادر سردار حسن تهرانیمقدم بود که در سپیدهدم 21 ماه مبارک رمضان و در سالروز شهادت امیر مومنان علی (ع) در خانوادهای در جنوب شهر تهران به دنیا آمد. کودکی علی و دو برادر دیگرش در مسجدی در محله خودشان به نام «زینب کبری (س)» و زیر نظر آیتا... لواسانی سپری شد و در آن سالهای خفقان رژیم طاغوت و در روزگاری که فساد در جامعه بیداد میکرد، این سه برادر زیر سایه زینب کبری (س) مسئولیت فرهنگی مسجد را برعهده گرفتند. [ پنج شنبه 17/9/90 ] [ 1:24 عصر ] [ محمدرضا صرافی ]
[ نظر ]
به گزارش خبرنگار فارس از ترکیه، "کمال قلیچ دار اوغلو "رهبر حزب جمهوریخواه خلق در مراسم یادبود شهدای کربلا که در منطقه "هالکالی" استانبول برگزار شد، ضمن تجلیل از مقام سرور شهیدان حسین (ع) از حادثه کربلا نیز به عنوان قیام علیه حکام ظالم یاد کرد و گفت: من هم مانند هر مسلمان ترک عاشق امام حسین (ع) هستم.
[ سه شنبه 15/9/90 ] [ 2:14 صبح ] [ محمدرضا صرافی ]
[ نظر ]
پروفسور پیتر ج. چلکوفسکی (Peter J. Chlkowski)، دانشمند آمریکایی لهستانی تبار، از دانشمندان متخصص فرهنگ ایران است که هم اکنون استاد رشته های مطالعات خاورمیانه، شرق شناسی و اسلام شناسی در گروه مطالعات اسلامی و خاورمیانه دانشگاه نیویورک است. [ سه شنبه 15/9/90 ] [ 2:9 صبح ] [ محمدرضا صرافی ]
[ نظر ]
حادثه کربلا در میان اهل تسنن موجى ایجاد کرد که زبان و قلم دانشمندان آنان گاه ناخواسته و زمانى با شجاعت به توصیف وتجزیه و تحلیل آن پرداخته است. [ چهارشنبه 9/9/90 ] [ 4:18 عصر ] [ محمدرضا صرافی ]
[ نظر ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |